ناگـــــــهان

ماه: مارس, 2010

تلخ،مثل پايان شيرين

«سلام خانوم،شيرين چند روز پيش خودكشي كرد و بعد از سه روز كه توو كما بود،امروز فوت كرد»

اين متن اس ام اس ِ يكي از شاگردهاي خواهرم بود كه خبر مرگ شيرين رو بهش داد.

شيرين دختر 18ساله اي كه به گفته خواهرم،هميشه يجاي صورتش به خاطر كتكهاي برادرو مادرش كبود بود.

پدر و مادرش هم مدتي بود از هم جدا شده بودن و بعد اون مادرش به عنوان مربي موسسه تعليم رانندگي كار ميكرد.

خواهرم ميگفت يك بار كه مادر شيرين براي پرسيدن درس دخترش به مدرسه اومده بود،بدون ملاحظه روحيه و شخصيت دخترش و در حظور خواهرم يه سيلي به صورت شيرين زده بود !!

بعد از اون خواهرم بهش گفته بود چرا به شخصيت شيرين اهميت نميدين و چرا جلوي برادرش رو نميگيرين كه اينقدر اين طفل معصوم رو كتك نزنه…

مادرشم گفته بود خانوم جون من حوصله اين لوس بازي ها رو ندارم،اگرم به برادرش چيزي بگم،عقده اي ميشه !!

و ميره دنبال خلاف(شايد تصور ميكرده پسري با اين روحيه كه به خواهر كوجيكش رحم نميكنه،به ديگري رحم ميكنه و خلاف نميكنه)اما ميتونم شيرين رو توو خونه نگه دارم كه اشتباهي ازش سر نزنه !!!

واقعا در عجبم از اين استدلال مادر !!

اصلا خوشحال نيستم كه واژه مادر رو در مورد اين زن بكار ببرم

شيرين گاهي هم از دردهاي دلش براي خواهرم ميگفت ،مثلا اينكه توو خونه نقش كلفت رو داره(هرچند اين نقش تقريبا توو جوامعي مثل جامعه ما اپيدمي شده) يا اينكه،پسري بوده كه از شيرين خوشش ميمومده و يك بار هم به خواستگاريش اموده بوده اما با مخالفت مادرش روبرو شد.

شيرين از اين ماجرا تعجب ميكرده كه با اينكه مادرش به پسره جواب منفي داده بوده اما زياد دم خونه اونها ميومده،هرچند اين طفلي گمان ميكرده پسره مياد كه مادرشو راضي كنه،اما ماجرا از اين قرار بوده كه مادرش و اون پسر،روابطي با هم بر قرار كردن،اين موضوع رو مادرش يك بار بهش اشاره كرده بوده كه فلان روز با پسره واسه گردش جائي رفته بودن.نميخوام در مورد اين رابطه قضاوت ناثواب كنم،شايد رابطه واقعا شرعي بوده.

اما چرا اين موضوع رو پيش شيرين علني ميكنه و به روحيه دخترش لطمه ميزنه؟! با دونستن اين مسئله كه شيرين علاقمند به اون پسر بوده(هرچند با اين رفتار پسره معلوم بوده كه شيرين اشتباه كرده)

و اين همون علت نهائي براي خودكشي بوده و ظرف شيرين رو سر ريز كرده

هرچند من هيچ دليلي رو براي خودكشي،قانع كننده نميدونم،اما من شيرين نيستم…

دختري كه به گفته خواهرم،هميشه حتي با صورتي كبود ميخنديده و سعي ميكرده شاد باشه ،اين يعني شيرين سعي داشته خودش رو با شرايطش تطبيق بده…

اما نتونسته با آخرين مشكلش كنار بياد..

شيرين هاي زيادي اطراف ما هستند كه ما معمولا وقتي از اونها با خبر ميشيم كه اتفاقي براشون افتاده والبته اين دور همچنان ادامه داره

حالا ديگه اون صورت كبود،روي خاك سرد،آروم ميگيره

و صورتهاي شيرين ِ ديگه از سيلي داغ ميشن

چه مرگ تلخي داشت،شيرين …

خنده

خنده

تاریخ انقضاء : همیشه قبل از مصرف