بدست ناگهــــــــــان

برایم عجیب بود دیدن فیلمی که قبلا کسی درست شبیه نقش اولش را می‌شناختم. هم شخصیت و خواسته‌هایش و به شکل عجیبی چهره آن فرد بود. تا به حال دو نفر را تا این اندازه شبیه به هم ندیده بودم. البته شخصیتی که دورهء جوانیِ قهرمان را بازی میکرد.
اینکه یکی مثل آن فرد را در عالم واقعیت بشناسی و اینکه آنی که میشناسی به همین اندازه از هر نظر شباهت داشته باشند، باعث می‌شود بعد از دیدن فیلم کمی درگیر این تشابهات باشی.
تنها تفاوت این بود که قهرمان فیلم را آدمهای زیادی، با آن امیال‌اش می‌شناختند ولی این آدم واقعی را، با آن خواسته‌های مشابه را شاید(!!!) فقط من می‌شناختم. آن هم به خاطر بسترهای ایدئولوژیک جامعه که گاهی آدمهای درگیر آن فکر میکنند خودشان انتخاب کرده‌اند که اینگونه باشند، در حالی که اگر در جوامعی آزاد به دنیا می‌آمدند، دست کم در این مورد به خصوص من فکر میکنم درست شبیه شخصیت فیلم رفتار میکرد. یعنی عمومی و نه اینکه خصوصی این امیال و افکار را نشان بدهند. این چیزها باعث می‌شود کسی با این شباهت‌ها، پشت دیوار ایدئولوژی، خودش و خواسته‌هایش و درگیری‌های ذهنی‌اش به چیزهایی که به آن کشش دارد ولی آزارش می‌دهند را پنهان کند. پنهان از چه؟ از خودش؛ و فقط وقتی بستری ولو کوچک برای بروز و ظهور آن چیزها پیدا شود، آن وقت مثل یک بمب منفجر می‌شود. جالب است وقتی این احساس‌ها پشت ایدئولوژی حبس میشوند اسمش میشود ایمان و تقوی. در حالی که آب نیست، وگرنه شناگران قابلی هستند.
نمیتوانم بگویم حس‌ام به این فیلم چیست. شاید یک حس دوگانه باشد. خوب برای موضوع جسورانه و بد برای یادآوری آدم‌های مهوع.

پ.ن: این نوشته را مدتی قبل نوشتم اما منتشر نکردم چون می‌خواستم ببینم بعد از گذشت مدتی میتوانم حس درستم به این فیلم را پیدا کنم یا نه؟ همان بود که گفتم.فیلم خوبی بو. اما شخصیت فیلم یادآور شخصیت آزار دهنده‌ی واقعی‌ست. محصول این تقابل، زایش یک تعلیق موقتی بود.
می‌شود در پس چهره‌های ساده و حتی موجه ما هیولایی باشد. هیولایی ریاکار که بعد از اینکه بهره را برد، به یکباره یاد محراب عبادت می افتند و دوباره از نو. انسانهایی مهوع که پای عملشان نمی ایستند. خطایشان پای دیگران است، اعمال به تعبیر خودشان نیک، محصول تقوای (نداشتهء) خود.
اینکه یک چیزهایی تا مدتی از یاد آدم نمی‌روند به دلیل خوب بودنشان نیست. یک چیزهایی، یک آدمهایی، یک اتفاق‌هایی، آنقدر تهوع انگیز هستند که تا مدتی میتوانند با دیدن یک فیلم یا شنیدن سخنی یا هرچه، دوباره به یاد آدم بیایند.
یکی میگفت: «بعضی ها هم سادگی‌شان از روی پدرسوختگی‌شان است». چقدر با دیدن این فیلم به یاد این جمله می‌افتادم.

Advertisements