ناگـــــــهان

ماه: اوت, 2009

فرضیه های شیرین

و فرض میکنم که روزی زندان پشت میله های آزادی است

آرزو در خواب هم برآورده نشد

دیشب خواب دیدم یه نفر با اسلحه میخواد من رو بکشه.
پهلوم بهش بود و هرچی شلیک کرد خورد به دست چپم و بازوم.دیدم اینجوری نمیمیرم.
سینم رو گرفتم طرفش گلوله ها یکی یکی میرفتن توی سینم

یادم نیست مردم یا نه
اما لذت بخش بود.اصلا نترسیده بودم.

اما هیچکدومش نخورد به پیشونیم
جایی که دوست دارم